اشاره: نوشته زیر ترجمه‌ای بود از مجموعه گفت و گو‌هایی چاپ شده در مجله «مووی میکر» که در تاریخ‌ ۶ دی ۱۳۸۳ با عنوان «خودتان را به قواعد محدود نکنید» به چاپ رسید.

مایک لى (کارگردان)

  • رابطه متقابل نویسندگى و کارگردانى

من خیلى زود فهمیدم -فکر مى کنم بیست و دو سالم بود- که ارتباط و ترکیب تفکیک ناپذیر نویسندگى و کارگردانى مى‌تواند به بروز روندى خلاقانه منتهى شود.

  • وقت صرف کنید تا به نتیجه مطلوب برسید

اگر قرار است براى طراحى چگونگى فیلمبردارى یک بخش از فیلمتان سه ساعت وقت صرف کنید، پس حتماً این کار را انجام دهید. این حرف اصلاً معنى ندارد: «ما وقتى براى این کار نداریم.» «وقت گذاشتن» یکى از اجزاى خلاقیت است… این مسئله مهمترین بخش کار شماست و بر هر چیزى ارجحیت دارد…مصداق صحیح این موضوع در آن شیوه‌اى از فیلمسازى است که خودش را به ملاحظات غلط و دلایل اشتباه محدود نمى‌کند.

  • فیلم یعنى فیلمنامه

براى من روند فیلمسازى آنجا معنى پیدا مى کند که حضور فیلمنامه به مانند نبود آن باشد. فیلم یعنى فیلمنامه و فیلمسازى یعنى جست و جو و تحقیق درباره چیزى که جانمایه و موضوع فیلم را تشکیل مى‌دهد.

  • اساطیر متداکتینگ

اکثر آماتور‌ها نسبت به دنیاى بازیگرى دچار کج‌فهمى هستند. مردم از شیوه متداکتینگ تلقى غلطى دارند و فکر مى‌کنند بازیگر‌ها باید به شخصیت‌هاى فیلمنامه تبدیل شوند. نکته اینجاست که اگر بازیگر‌ها به همان شخصیت‌هاى درون فیلمنامه بدل مى‌شدند دیگر نمى‌توانستیم با آنها یک فیلم بسازیم.

  • مقدمات و آماده‌سازى قبلى، یک گروه سالم در اختیار‌تان قرار مى‌دهد

تکنسین‌هایى که براى نخستین بار سر حرفه فیلمبردارى آثار من حاضر مى‌شوند و تازه قرار است همکارى‌شان را با من شروع کنند مدام مى‌پرسند: این کار‌هاى شما چه ربطى به این فیلم داره؟ بازیگر‌ها خیلى راحت و آرام هستند. اینها همان بازیگر‌هاى مضطربى نیستند که پیش از این مى‌شناختیم. دیگه شلنگ و تخته نمى‌اندازند. چرا این بازیگر‌ها دیگر رفتار‌هاى غلط همیشگى‌شان را بروز نمى‌دهند؟ آنها چرا دیالوگ‌هایشان را فراموش نمى‌کنند؟ چرا از پوشش، وسایل و فضاى صحنه و همه چیز گله و شکایتى ندارند؟ خب دلیلش این است که من کلى زمان صرف همین مقدمات و آماده‌سازى روحى و روانى بازیگرهایم مى‌کنم.

فیلم‌شناسى مایک لى: ویرا دریک (۲۰۰۴)، همه یا هیچ (۲۰۰۲)، دختران شاغل (۱۹۹۷)، رازها و دروغ ها(۱۹۹۶)، برهنه (۱۹۹۳)، حسى از تاریخ(۱۹۹۲)، زندگى شیرین است(۱۹۹۰)، آرزوهاى والا، چهار روز در جولاى (۱۹۸۵)، فیلم‌هاى پنج دقیقه‌اى (۱۹۸۲)، و…

جیل و کارن اسپرچر (فیلمنامه نویس)

  • خواهران فیلمنامه‌نویس

جیل: همکارى دو عضو یک خانواده در امر فیلمنامه‌نویسى تجربه خیلى خاصى است. چون هر دوى ما تجربه‌ها و پس زمینه یکسانى داریم. بین ما یک جور بده بستان دوطرفه بدون کلام وجود دارد که باعث صرفه‌جویى در زمان کارى‌مان مى‌شود.

کارن: و به خاطر این که با هم نسبت خانوادگى داریم، در برخورد با یکدیگر رفتار کاملاً صادقانه و بى‌ریایى را در پیش مى‌گیریم با همدیگر هیچ تعارف و رودربایستى نداریم و به راحتى ما از همدیگر انتقاد مى‌کنیم. اما مى‌دانید مهمترین مزیت این رابطه چیست؟ این که موقع کار لباس خانه به تن داریم!

  • به سرانجام رساندن بخش پایانى فیلمنامه در ابتداى کار

جیل: ما همیشه مى‌کوشیم در همان اول کار پایان فیلمنامه و حتى سکانس نهایى را مشخص کنیم چون این مسئله براى قصه ما یک چارچوب کلى ایجاد مى‌کند.

  • در رقابت حواستان جمع باشد

جیل: نگارش اولین نسخه فیلمنامه ما در سال ۱۹۹۷ به پایان رسید. هیچ وقت تصورش را نمى‌کردیم که براى فراهم کردن بودجه ساخت آن مى‌بایست یک سال تمام انتظار بکشیم. در همین فاصله کلى طرح‌هاى فیلمنامه خواندیم که در حال ساخت بودند. ما شدیداً معتقدیم این پدیده روبه رشد تاثیر بسیار منفى بر ساخت فیلم ما داشت و کلى شانس ساخت فیلم را از ما گرفت.

  • مجاز بودن بداهه پردازى

کارن: ما در زمان نوشتن دیالوگ‌ها مدام به این فکر مى‌کنیم که بازیگر‌ها چیزى به آنها اضافه مى‌کنند یا نه البته قبول داریم که دیالوگ‌ها یک جور طرح و نقشه کلى هستند. ما همیشه از این که بازیگر‌ها بتوانند آن را پرورش و بسط بدهند واقعاً خشنود مى‌شویم.

  • تبعیت از قوانین فیلمنامه نویسى

کارن: آگاهى از ساختار پیرنگ فوق‌العاده اهمیت دارد چرا که به هیچ وجه نمى‌توان این عنصر را از شیوه‌هاى گوناگون نگارش متن‌هاى دراماتیک جدا کرد و وقتى در نگارش فیلمنامه با مشکل روبه رو مى‌شوید، این قواعد برایتان بسترى را فراهم مى‌کنند تا به اشتباهات و بى‌توجهى‌تان پى ببرید و متوجه شوید چه چیزى را فراموش کرده‌اید. اما در عین حال مهم است که به هنگام نوشتن مدام به عرصه‌هاى مختلف سرک بکشید و خودتان را به اصول و قواعد کتاب‌هاى مرجع محدود نکنید.

  • «معتقد بودن» در نیویورک

جیل: ما تلاش مى‌کنیم با تمام وجودمان بنویسیم. نوشته‌هاى ما برآمده از اعتقاداتمان است. چون خیلى طول مى‌کشد تا فیلمى را ببینید و دریابید واقعاً ضرورت دارد که به حرف‌ها و نظرتان ایمان داشته باشید.

فیلم‌شناسى جیل اسپرچر و کارن اسپرچر: سیزده گفت وگو درباره یک موضوع (۲۰۰۱)، و…

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

شانزده − 3 =