اشاره: نوشته زیر ترجمه‌ای بود از مجموعه گفت و گو‌‌هایی چاپ شده در مجله «مووی میکر» که در تاریخ‌ ۲۳ اسفند ۱۳۸۳ با عنوان «فیلم را براى تماشاگر بسازید» به چاپ رسید.

تیلور هکفورد (کارگردان)

  • باید شور و اشتیاق دو چندانى داشته باشید

وقتى که فیلمنامه مورد نظرم حاضر و آماده شد تازه کارم را شروع مى‌کنم. این یکى از ایرادات من است. من معمولاً به دنبال بسط اندیشه‌هاى خودم هستم و این همیشه وقت‌گیر است به همین دلیل تا به حال نتوانسته‌ام به اندازه کارگردان‌هاى دیگر فیلم بسازم. خب این موضوع بیش از اندازه توانفرسا و نا‌امید‌کننده است. من مى‌خواهم تا آنجایى که مى‌توانم فیلم بسازم اما فقط فیلم‌هایى را کارگردانى مى‌کنم که حس پرشورى در من برانگیزد و من را سر شوق بیاورد.

  • اعتقاد به «نه» نداشته باشید

«نه» را از ذهنتان بیرون کنید. هیچ ارزشى براى آن قائل نباشید چون در طول کار شاید پنجاه بار بیش از تمام طول عمرتان این کلمه را مى‌شنوید. تمام آن چیزى که براى ادامه کار به آن نیاز دارید یک کلمه «بله» است. این جمله بیل گلدمن که «هیشکى هیچى نمى‌دونه» واقعاً درست است. معتقدم فیلم «رى» نهایت پروژه‌اى بود که هر کس فقط «نه» مى‌گفت و همه «بله» را فراموش کرده بودند.

  • میل و آرزو از شور و شوق به مایه عذاب تبدیل مى شود

من این گونه کار مى‌کنم که تمایلى در وجودم حس مى‌کنم و شدیداً اصرار دارم که آن را انجام دهم اما همکارانم در برابر آن مقاومت مى‌کنند و معتقدند این هوس زودگذر است ولى به هر حال این تمایل در ذهنم تبدیل به نوعى آرزو مى‌شود. اگر آنها به نه گفتنشان ادامه دهند دیگر همه چیز به مایه عذاب تبدیل مى‌شود. فیلمسازى یعنى همین یعنى به «نه» توجهى نکنید و روبه جلو حرکت کنید. به صدایى که در شب روحتان را آرام آرام مى‌خورد گوش دهید. وقتى که جوان هستید و حساس هر چیزى مى‌تواند شما را تحت تاثیر خودش قرار دهد. در آن دوران شما به شدت آسیب پذیرید و روح شکننده‌اى دارید. دلیلش هم این است که مدام مى‌خواهید دست به تجربه چیزى بزنید که از صحت و سقم آن اطلاع چندانى ندارید. اما به تدریج متوجه مى‌شوید همکارانتان نیز کاملاً به موضوعات اشراف ندارند. آنها هم بدون تردید اندیشه‌هاى مبهمى در سر دارند. بعضى وقت‌ها هم متوجه این نکته مى‌شوید که «مى دونى چیه، ایده چندان به درد بخورى نبود» مهم رسیدن به این آگاهى است اما وقتى به مسئله‌اى باور پیدا کردید این موضوع مدام در ذهنتان جا خوش مى‌کند و همچون خوره در شب به جانتان مى‌افتد. حالا است که ایمان مى‌آورید فقط و فقط باید رو به جلو حرکت کنید.

  • فیلم را براى تماشاگر بسازید

من به معنى واقعى کلمه تنها فیلم را براى تماشاگر مى سازم. این حقیقت که تماشاگر به تماشاى فیلم من خواهد رفت همان چیزى است که مرا هیجان زده مى‌کند و باعث مى‌شود با شور فراوانى به کارم ادامه دهم. بگذارید آنها تصمیم بگیرند اگر حاضر شدند به تماشاى فیلم بروند و تماشایش کنند آن وقت تازه نوشته منتقدان را مى‌خوانم و به حرفشان گوش مى‌دهم. من واقعاً به این موضوع افتخار مى‌کنم و از گفتنش هم ابایى ندارم.

فیلم‌شناسى تیلور هکفورد: رى (+ تهیه کننده و فیلمنامه نویس ۲۰۰۴)، سند زندگى (+ تهیه کننده ۲۰۰۰)، وکیل مدافع شیطان (+ تهیه کننده ۱۹۹۷)، Dolres Claiborne (+تهیه کننده ۱۹۹۵)، aund by Honor (+تهیه کننده ۱۹۹۳)، آمریکایى تمام عیار همه (۱۹۸۸)، وقتى عاشق شدم (۱۹۸۷)، شب‌هاى سفید (۱۹۸۵)، در برابر همه مشکلات (۱۹۸۴) افسر و آقا (۱۹۸۲) بت ساز (۱۹۸۰)، پدر نوجوان (۱۹۸۷)

روى فینچ (فیلمنامه نویس)

  • نوشتن کارى پرتحرک است

من همیشه با لپ‌تاپم سر و کار دارم. به همین دلیل موقعى که در حس و حال نوشتن هستم، مى‌توانم هر جایى که دلم مى‌خواهد باشم و کارم را به خوبى انجام دهم.

  • از هرجایى استفاده کنید

ما در لس‌آنجلس تمرین داشتیم و بعد براى فیلمبردارى به Maine رفتیم. ما از هر دو جا به بهترین نحو استفاده کردیم. وقتى که به Maine رسیدیم، توانستیم فضاى به مراتب صمیمانه ترى را خلق کنیم. ما در این شهر کوچک با هم بودیم، تمام توجه‌مان را معطوف فیلم کرده بودیم و داستان Wake را تعریف کردیم.

  • بازى فوق‌العاده را نمى‌توان نادیده گرفت

Wake فیلمى بود پر از بازى‌هاى دیدنى و فوق‌العاده و ما بیشتر تلاشمان را روى همین موضوع گذاشته بودیم. همان طور که سوزى گفته بود: «بازى‌هاى فوق‌العاده بازیگر‌ها تنها جلوه‌هاى ویژه کار ما بود.»

  • تجربه‌گرایى به اصالت کار منتهى مى شود

ما موقع کار فضاى سرخوشانه‌اى را ایجاد کردیم و من از همه ایده‌هاى نو استقبال مى‌کردم. احساس کردم با استقبال از بداهه‌پردازى و تجربه‌گرایى عوامل فیلم به غناى فیلم افزوده مى‌شود و نوعى اصالت را بر آن حاکم مى‌کند.

  • تدوینگر یک عنصر حیاتى و ضرورى است

کاملاً ضرورى است که نقش انکار نشدنى تدوینگر فیلم Wake را بدانید. «گاس کارپنتر» یک راوى با استعداد، هوشمند و کمال‌گرا است و کار او چنان اعتبارى به فیلم Wake بخشید که حتى در تصور من هم نمى‌گنجید.

فیلم‌شناسى روى فینچ: Wake  محصول سال ۲۰۰۳ و…

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

20 − نه =